تبليغاتX
اولین وبسایت دوستیابی شهرستان تکاب


سلام به همه دوستان عزیز
من اسمم علیرضاست برای شما از همه چیز بنویسم
من اهل تکابم من تو این وب هرچی که دم دستم باشه مینویسم از خاطره هام گرفته تا هرچی که بخواید.
دوستان اگه نظرم بدید واسه نوشتن دلگرم ترم میکنید.
هركسي ميخواد سفارش لوگو ، بنر ، لينك باكس ، تبديل كد لينك باكس قالب و ... رو ميده تو نظرات بگه البته برای تبدیل کد لینکباکس به اسکریپت باید لینک ما در لینکهای ویژه ثبت شود.
جک و اس ام اس هایتان را به شماره ی:
09380305590 علیرضا
بفرستید منتظرتونم

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند ... استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

آنها به استاد گفتند:«ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند...

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند، سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت پاسخ بدهند.

            سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود ؟!

خدا از این استادا   به هیچ کسی قسمت نکنه


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای

 شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار

  سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال

  تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط

  خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است

  که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟

  یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

 همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی

 های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه

 نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان

  قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها

 را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا!

  بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون،

 مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.

 آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند

 که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است..

 بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در

 بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این

  طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند

 . وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک

 بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه

  ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید:

  چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی

 از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

 سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند،

  سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی

  هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار

 حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی

  از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی

 توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  اگه از مطلب راضی بودی لطفا ۱ نظر هم بده.مرسی.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387

نامه ی وارده ...

 

چنگیز عزیزمان؛

نظر به بالا رفتن آمار بازدید از وبلاگ و در راستای تحقق شعار « نظر مستحب است، جوابش واجب» شما نور دیده مان را با حفظ سمت، به معاونت « صندوق نظرات وبلاگ» منصوب می نماییم. انتظار داریم در قبال دریافت نظر از هر بازدید کننده ی محترم، شخصاً در نشانی آن عزیز حضور به هم رسانده، سلام گرم ما را واصل نمایی ... شده با یک شاخه ی ...

                                                                             امضا آقای نویسنده


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ارتباطي ازمشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد.
به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.
ليست احمقانه ترين سوالات IT كه از مشاوران شركت BT انگلستانپرسيده شده به شرح زير است:
1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any keys) فشار دهيد اما مت نمي توانم دكمه any را روي كي بوردم پيدا كنم.
2- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.
3- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد.
4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟
كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!
5- كاربر: پسر 14 ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده
6- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.
7- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل موانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟
8- كابر: نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مشاور: دکمه رو فشار بدين
كاربر : فشار دادم ولي در نمي ايد
مشاور: دكمه به راحتي تو مي رود؟
كابر: بله ؛ اما نه ، ببخشيد من هنوز ديسكت را تو درايو نگذاشته ام ، هنوز روي ميزمه.
9- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟


در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است.

مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...
*
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درايو... هنوز روي ميزمه.. ببخشيد...
*
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام...من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
*
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
*
مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.
*
مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...
*
مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي کنه!
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
*
يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
*
مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
*
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم.
ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
*
مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:دوشنبه دوازدهم فروردین 1387

ضد حال يعني چي؟

ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری وصل نشی

ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره

ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو

ضدحال يعنی روز تولدت دوست پسرت جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی

ضدحال يعنی دوست دخترتو بيرون با يه پسر ديگه ببينن

ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه

ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن

ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه

ضدحال يعنی قبض تلفن بياد 987979543456547979794654687 تومن...!! مثل قبض تلفن وموبایل امیر حجوانی

ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه

ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن

ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه

ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد

ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵

ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه ۱۰

ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق

ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن

ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان یا بابا بياد تو

ضدحال يعنی هیستوری رو پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه

ضدحال يعنی نفر ۱1کنکور شدن

ضدحال يعنی کارگردان شدن حنا مخملباف

ضدحال يعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس

ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند

ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه

ضدحال يعنی پژو آر- دی

ضدحال يعنی فیلم ژاپنی

id caller ضدحال يعنی داشتن

ضدحال یعنی عشق یه طرفه

ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه 92 مثل گل اس اس به پس پس

ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد

ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن

ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن

ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن

ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه

ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه

ضدحال یعنی با دوست دخترت بری کافی شاپ دخترخالتو ببینی

ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه


ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی

ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی

 
 


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:جمعه دوم فروردین 1387

خصوصیت دختران کشف شد

خصوصيات دختر ايراني:

1- سينه جلو , باسن عقب , دماغ سر بالا

2- همشون ميگن به هيچ پسري اعتماد ندارند اما با 10000 تا پسر دوستند

3- همشون قبل از اينکه با هات دوست بشند دوست پسر نداشتن هيچ وقت

4- دوست پسرشون فقط ماله خودشونه ولي خودشون ماله همه!

5- همشون از دم خالي بند

6- هيچ وقت روز تولدت رو يادشون نيست

7- خيلي اتفاقي وقتي با هاشون دوست بشي 4 روز بعد تولدشونه

8- هميشه کيف پولشون رو تو خونه جا گذشتند

9- هميشه 4 -3 تا خواستگار دکتر دارن 

۱۰-زیاد جدی نگیرید


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:جمعه دوم فروردین 1387

 اشعار زیر از شاعر خوش ذوق کشورمون آقای ابوالفضل زرویی٬ از طنزسرایان قهار می باشه که قطعه ای از این شعر ها رو کش رفتیم و گذاشتیم تو وبلاگ.

من از ركود عشق در خروشم

اگر دروغ مي‌گم، بزن تو گوشم  

تو قلب هيشكي عشق بي‌ريا نيست

حجب و حيا تو چشم آدما نيست  

كشته دلبرند وارتباطش

فقط براي برخي از نكاطش!  

پرنده پر، كلاغه پر، صفا پر

صداقت از وجود آدما، پر 

دلا! قسم بخور، اگر كه مردي

كه ديگه گرد عاشقي نگردي  

ما توي صحبت رك و راستيم داداش

عشق اگه اينه، ما نخواستيم داداش 

حال كذايي به شما ارزوني

عشق‌ريايي به شما ارزوني 

*****

زدم تو خال تون دوباره،‌ آخ‌جان!

حسابي حال تون گرفته شد، هان؟

اينا كه من مي‌گم همه‌ش شعاره

عشق و محبت شاخ و دم نداره  

مهم فقط نحوه ارتباطه

اينه كه اين قدر سرش بساطه 

ناز و ادا هميشه بوده جونم

حجب و حيا هميشه بوده جونم  

آدمو تو فكرو خيال گذاشتن

وقت قرار، آدمو قال گذاشتن  

وعده اين كه: «من زن تو مي‌شم،

وصله چاك پيرهن تو مي‌شم» 

حرفاي داغ و پخته و تنوري

چه از طريق نامه يا حضوري  

هميشه بوده توي عشق، حاضر

همينه ديگه خب به قول شاعر:  
 
«با اون همه قد و بالاتو قربون

با اون همه قول و قرار وپيمون  

كه با من غمزده داشتي، رفتي»

تو كوچه تون باز منو كاشتي، رفتي

چقدر، مونده بي‌حساب و كتاب

نامه لاكتاب مون بي‌جواب 

چقدر وعده‌هاي بي‌سرانجام

چقدر توي كوچه، عرض اندام  

چقدر حرف‌هاي عاشقانه

چقدر آه و ناله شبانه  

چقدر گريه‌هاي توي پستو

چقدر وصف خط و خال و ابرو 

چقدر دزدكي سرك كشيدن

چقدر فحش و ناسزا شنيدن

چقدر خواب‌هاي، خوب و شيرين

چقدر، بعدخواب، ناله – نفرين!

*****

خلاصه، عشق و عاشقي همين‌هاست

اما تو تعريفش هميشه دعواست 

 


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386

آب دهید گاو را، شیر زیاد می دهد

شیر زیاد با عسل ، توی ستاد می دهد

مرد که شیر می خورد ، یک تنه رای می دهد

هم به فواد می دهد ، هم به قباد می دهد

رای وفور می شود ، وقت حضور می شود

معده ی خورده شیر را ، گاو به باد می دهد

 

من وکيلم، من که در اين خانه خدمت مي‌کنم

در بهارستانم اما کار دولت مي‌کنم

از شما افتان و خيزان قول و امضا مي خرم

                          با رفيقان بهر کسب راي، خلوت مي‌کنم

 

 

از آنجا که حتي يک راي هم يک راي است و مي تواند بسيار تاثير گذار باشد و باز هم از آنجا که اراذل و اوباش به واسطه شهروند بودن، از حقوق شهروندي همچون راي دادن برخوردار بودند، نتيجه مي گيريم در اين انتخابات ديگر ارازل و اوباش هيچ تاثيري در نتايج حاصله نخواهند داشت و اين خيلي خوب است.

 


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386

دختر: سلام خواهش ميكنم! Asl pls  ؟

 

پسر: تهران/وحيد/26 و شما؟

 

دختر: تهران/نازنين/22

 

پسر: چه اسم قشنگي! اسم مادربزرگه منم نازنينه!

 

دختر: مرسي! شما مجردين؟

 

پسر: بله. شما چي؟ ازدواج كردين؟

 

دختر: نه منم مجردم! راستي تحصيلاتتون چيه؟

 

پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT دارم!!! شما چي؟

 

دختر: من فارق التحصيل رشته گرافيك از دانشگاه سرين فرانسه هستم.!!!

 

پسر: WOW چه عالي! واقعا از آشناييتون خوشبختم.!

 

دختر: مرسي منم همينطور! راستي شما كجاي تهران هستين؟

 

پسر: من بچه تجريشم! شما چي؟

 

دختر: ما هم خونمون اونجاس! شما كجاي تجريش ميشينيد؟

 

پسر: خيابون دربند! شما چي؟

 

دختر: خيابون دربند!؟ كجاي خيابون دربند؟

 

پسر: خيابون دربند ، خيابون........كوچه..........پلاك......... ، شما چي؟

 

دختر: اسم فاميليه شما چيه؟

 

پسر: من؟ حسيني! چطور!؟

 

دختر: چي؟ وحيد تويي؟ خجالت نميكشي چت مي كني؟ تو كه گفتي امروز با زنت ميخواي بري

قسطاي عقب مونده ي خونه رو بدي! مكانيكي رو ول كردي نشستي چت مي كني؟

 

پسر: عمه مولوك شمايين!؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!

 

ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده..... ، آخه مي دونين............

 

دختر: راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟ ميدونم به فريده چي بگم!

 

پسر: عمه جان! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين! اگه بفهمه پوستمو ميكنه! عوضش منم به عمو فريبز چيزي نميگم

 

دختر: اوووووووم خب ، باشه چيزي بهش نميگم. ديگه اسم فريبرزو نياريا !

 

پسر: باشه عمه مولوك باي.......!!!


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:شنبه یازدهم اسفند 1386

يا ايها المعشوق , بعد از السلام و الاحوال پرسي انا، اميدوارم که مزاجک عين الصحت و السلامت بوده باشد. و اگر انت از احوال انا خواسته باشي، لاملال لنا سواي فراقک، که ان هم انشاءالله تعالي فيهمين ايام ديدارنا و مرادنا حاصلوننا.

باري يا ايها العزيز انا في آتش العشق کمثل الماهيتابه ميسوزم! و جلز و ولزنا درآمده. في کل شبها که انا سرم را علي المتکا ميگذارم، اشکنا کمثل الرودخانه جاريه علي البستر و آه سوزانني بسوي آسمان صعودن!

الهي انا قربان انت بروم. انا قسم ميخورم بجانني و بجانک که في کل شبها ابدا خواب في چشماننا لا داخلون و اغلب الي صبح بيدارون و گريه زارون في هجرک.

انا قربان چشم و ابرويت بروم و جان ناقابل الحقير فداي بدن ابيضت بشود! بخدا رنگم من هجرانک کمثل الزردچوبه اصفر شده و قلبنا کمثل الآلبالو احمر گرديده.

آه، آه يا ويلنا که هر نصفه شب بيادکم يوقوقو! يعني وق‌وق! ميکنم و هرچه نامه جات العاشقانه بسوي انت ارسالون، هيچ لاجوابون، گويا انا را آدم لاحسابون!

به جان انت که از جان الحقير عزيزتر است، قلبنا في فراقک مجروح و لباب قلبنا بروي انت مفتوح!

انا نميدانم که چرا از من فرارون! در صورتي که انا من العشقک بيقرارون، گويا لارحم في قلبک!

انا هستم واحد (اون) جوان (اون) الباسواد و صاحب المعلومات الکثيره. با تمام اين احوال حاضرم حلقه العبوديت و الچاکري تو را في الگوشم آويزاننا! رحم، ارحم!

يعني رحم کن، نگذار من (men) جفائک خودم را با اربع نخود ترياک يقتلون! انا ديگر طاقت الفراغ ندارم و به وصالک مشتاقون ولي خداوند به قدر مثقال ذره وفا في وجودک لا آفريده !!!

انا تا ثلاث ماه ديگر مرتبا" في هر هفته واحد نامة العاشقانة براي انت مينويسم!

تا بحال زارنا متفکرون و چنانچه باز هم بر درد دلم لا يرسون آنقدر اشکنا من الچشمنا سرازيرون تا جان آفرين


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:شنبه یازدهم اسفند 1386

شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت

دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر
نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است

دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا
اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است

دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش
اعلاميه بدهكار بفرست

دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن

دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگ
ر نه بهتر است كه ديليت اش كني

دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد

دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن

دانشجوي شكاك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟

دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد

دانشجوي رشته صنايع : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش كن ، اينكار را مرتب تكرار كنيد


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:شنبه یازدهم اسفند 1386

بيشترين صحبتي كه پليس مي كند : حركت كن

ـ بيشترين نظم و انضباط ترافيك : فقط جايي كه پليس ديده مي شود

ـ احساس بعد از جريمه شدن : بد شانسي

ـ دوست داشتيد پليس بوديد؟ نه خيلي سخته

ـ اگه پليس بوديد چه مي كرديد ؟ با دقت و پشتكار درست كار مي كردم

ـ سخت ترين كار پليس : ايستادن در چهار راه هاي كثيف تهران

ـ بيشترين جريمه : مد روز ـ چراغ زرد ـ موبایل

ـ پركارترين پليس : پليس تهران

ـ مجهزترين پليس : پليس آلمان

ـ شيك ترين پليس : پليس آمريكا

ـ پليس بد داريم: بله تعداد انگشت شماري حرمت اين لباس را نمي شناسند

ـ پليس خوب داريم : زياد

ـ امكانات پليس خوب : واسه اين شهر كه بي فرهنگي در ترافيك رشد كرده خيلي كمه

ـ وقتي پليس تو جاده پشت سر شماست : همه قوانين را رعايت مي كنم

ـ وقتي پليس پشت سر شما نيست : بعضي از قوانين را رعايت مي كنم


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:شنبه یازدهم اسفند 1386

خرخونها
موجوداتي شبه انسان، از نظر اين گروه زندگي يعني کنکور، کنکور يعني زندگي. شک ندارم آنها يکسال
تمام است که خود را در آينه نديده اند. در طي اين يکسال حرفي جز در مورد درس و تست و کنکور از
دهن آنها خارج نشده، آنها يکسال تمام است که در حال زدن خر بدبخت هستند و حتي در اين دقايق آخر
نيز دست بردار نبودند. آنها در اين يک سال شايد فقط يکي دو شب، شش ساعت خوابيده باشند به اين
اميد که بعد از قبولي در دانشگاه يکي دو هفته‌اي فقط بخوابند. من به اين دسته پيشنهاد ميکنم از
همين الان بروند و با خيال راحت بخوابند و هيچ خودش را ناراحت نکند زيرا که رتبه‌هايشان از هم اکنون
فروخته شده است.
درس خونها
انسانهايي که در طي اين يکسال هم درسشان را خوانده‌اند هم خودشان را در آينه ديده‌اند، هم
سريالهاي آموزنده‌ي صدا و سيما را تماشا کرده‌اند و فيض برده‌اند، هم با دوست پسر يا دوست دختر
خود... (از ذکر ساير موارد به دليل مسائل امنيتي معذورم)
بي خيالها
گروهي هستند که اکثر آنها تحت تاثير ترانه‌ي «خيالي نيست» قرار گرفته‌اند و در طي اين يکسال کلاً
بي‌خيال کنکور و درس و مدرسه شده اند. آنان بسيار باهوشتر از دو دسته‌ي اول هستند زيرا مي‌دانند
سؤالات کنکور شب امتحان به دستشان ميرسد، پس چه نيازي به زحمت کشيدن است.اين گروه يک
سال تمام خوردند و خوابيدند و آن شب زنده‌داريهاي گروه اول را تحمل نکرده اند و فقط يک شب پا به پاي
دسته‌ي اول بيدار مي‌مانند (براي خواندن سؤالات کنکور). اين دسته به احتمال 99 درصد به دانشگاه راه
پيدا ميکنند. (اون يک درصد را هم محض خنگ بودن طرف گفتم).
بله، اينها آينده سازان مملکت ما هستند


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:شنبه یازدهم اسفند 1386

۱- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست!

2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن

3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه

4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

5-داری واسه استادت ایمیل(التماس و پاچه خواری واسه نمره) میزنی.یهو کارتت تموم میشه

6-سایت رو با هزار بدبختی تو گوگل سرچ میکنی موقع جستجو می افته صفحه 400!

7-3 ساعت یه فایل و دانلود می کنی (بدو ن DAP)به 99 در صد که می رسی یهو reset می شی.

8-رو لینک بالای 18 سال کلیک می کنی یهو می ری تو سایت عمو پورنگ!


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:شنبه یازدهم اسفند 1386

نرم افزار ويژه آموزش هك به همراه فايل تصويري سنگ قبرنويسي (1 كليك)

كليپ خفن از تجاوز يك مرد به منشي گوشي موبايل خود (195068563212566 كليك)

چگونه بدون داشتن هرگونه ظرافت خدادادي، ديگران را مجذوب چهره خود كنيم؟(فتوشاپ+ قرص توهم زا)

متن كامل دعاي شب قبل از امتحان (مذهبي، ويژه لو نرفتن تقلب)

دانلود خاطرات دلبركان غمگين من، به همراه عكس، بلوتوث شيطاني وشماره تلفن دلبركان جهت هرگونه اخاذي

جديد ترين فايل صوتي از صداي بادگلوي ديويد بكهام. "ام پي تري- كيفيت بالا" ( توجه: ساير صداهاي وي نيز موجود است)

عكسي از قبض آب يك استخر زنانه به همراه درج ميزان مصرف و مهلت پرداخت (مثبت 18)

انواع ترفندهاي كامپيوتري و آنتي ويروس براي مقابله با ويروس اچ آي وي

چگونه عكس و آي دي خود را از روي شيشه بطري شير پاك كنيم؟ (كليپ فلش)

آموزش اپرا (سبك پاواراتي) با صداي استاد جواد يساري (جديد)

راهنمايي و مشاوره ازدواج با گزينه مناسب و اگر نشد،‌ گزينه نامناسب!

مركز دوست يابي و همسريابي با استفاده از نرم افزارهاي دوست ياب، ردياب و موقعيت ياب ( GPS )، مجهز به سيستم تخمين درآمد و املاك پدر طرف

آموزش ضبط نوار قلب و نوار غزه، بر روي سي دي و دي وي دي

عكسي تكان دهنده از گاز گرفتن آقاي ايمني(گاز) توسط يك سگ هار (مشاهده صرفا براي استانهاي بدون گاز)

برگي از تاريخ: ماجراي تقدير فتحعليشاه از يك خير و نيكوكار حرمسراساز!

راهنماي تعمير و نگهداري ماشين لباس شويي به همرا آدرس مراكز مجاز قالي شويي و زناشويي

فروش كليه‌، همراه با گارانتي و خدمات پس از فروش

ورود مجردها ممنوع! -(كشتي نوح)

هشدار وزارت ارتباطات در باره ممنوعيت استفاده از تمبر هندي در مرسولات پستي

خبري از دنياي نمايش: مهريه از امشب به اجرا گذاشته مي شود.

كتاب اصول تعهد و ازدواج موفق، اثر ساركوزي (نويسنده كتاب موفق همسر يك دقيقه?اي)- پي دي اف


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:جمعه نوزدهم بهمن 1386

 : انسان
نام خانوادگی: آدمیزاد
نام پدر : آدم
نام مادر : حوا
ساکن : کهکشان راه شیری- منظومه شمسی - زمین
لقب : اشرف مخلوقات
نژاد: خاکی
صادره از : دنیا
مقصد : آخرت
ساعت حرکت پرواز: هر وقت خدا بخواهد
مکان : بهشت اگر نشد جهنم
وسایل مورد نیاز: دو متر پارچه سفید- عمل نیک- انجام واجبات- امر به معروف و نهی از منکر- دعای والدین و مومنین- نماز اول وقت- ولایت ائمه اهار(سلام الله علیهم) اعمال صالح و تقوا
توجه : از آوردن بار اضافه از قبیل : حق الناس ، غیبت ، دروغ و ... جدا خودداری نمایید
خواهشمند است جهت رفاه حال خود خمس وزکات را قبل از پرواز پرداخت نمایید
ضمنا از آوردن ثروت ، مقام ، ماشین ، حتی داخل فرود گاه خودداری نمایید
حتما قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گلهای سنگین ، سنگ قبر گران تجملاتی ونیز مراسمهای پرخرج خودداری کنند
جهت یادگاری اموال خود را قبل پرواز برای فرزندان خود مشخص کنید
برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر (ص ) مراجعه نمایید
در صورتیکه قبل از پرواز به مشکلی بر خوردید با شماره های زیر تماس حاصل نمایید
الف) سوره بقره آیه 186 - ب) سوره نسا آیه 45- ج) سوره توبه آیه 119 - د) سوره اعراف آیه 55

با تشکر
سرپرست کاروان : جناب حضرت عزرائیل
تهیه و تنظیم : سر نوشت الهی


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:جمعه نوزدهم بهمن 1386

 

میخوام امروز برات یه چیز باحال بگم اينارو به خاطر داداش اميد گذاشتم:

 

مصيبت: ستم ،حضور و غياب کردن در هر جلسه.

 

عمه خانم:دانشجويی که سه بار زبان پيش بگيرد.سابقه دار .کسی که از 18 سالگی تا 38 سالگی در دانشگاه تحصيل کند .

 

خشونت طلب: دشمن شماره 1 جامعه مدنی.استادی که تهديد کند همه را خواهد انداخت.

 

عمو يادگار: بابا بزرگ ،فسيل.دانشجويان ورودی 68سال

 

جواد: هوشنگ سابق،کسی که دانشگاه علوم پايه را 7 ترمه بگذراند.

 

با حال: استادی که در جلسه امتحان تقلب نگيرد.ميان ترمها را تصحيح نکند .حضور و غياب نکند.استادی که نمره ها را روی نمودار ببرد.

 

ضد حال : مراقبی که جای دانشجويان را در جلسه امتحان عوض کند.

 

دوزار: ده شاهی :مدرک دانشگاه آزاد.

 

سشوار : وسيله اي که باد گرم توليد ميکند،کولر دانشگاه.

 

شناسنامه: مشخصات اصطلاحات دانشجويی که نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره دانشجويی همراه با تعداد واحد های يک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصصّ در امور خواستگاری و بعله برون و عشق و لبخند.

 

عشق و صفا: آغاز زندگی مشترک.اول بدبختی.پايان دوران کلش کلش.آشنايی بيشتر با وزير جنگ.

 

جوشکار: متخصص در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی.


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386

مدرسه ما : پايگاه جهنمي

خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس

ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي

 نمره بيست : افسانه آه

مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري

شوخي با مدير : بازي با مرگ

روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان

امتحان : شايد وقتي ديگر

روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي

اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه

نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت

زنگ آخر : آرايشگاه زيبا

امتحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد ؟

پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو

راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند

آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه جاي

سيلي معلم : دايره سرخ

دبير تربيتي : پاك باخته

صفر هاي پشت سر هم : برج مينو

اعتراض براي نمره : شليك نهايي

حياط مدرسه : پارک ژوراسيک

زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه

شوراءدبيران : جنگ نفتکشها

ناظم : پليس آهني

کنکور : بالاتر از خطر

ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها

نگاه معلم : بگذار زندگي کنم

دانشگاه : سرزمين آرزوها

خارج از مدرسه : آن سوي آتش

بحث با مدير : فرياد زير آب

شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي

پاي تخته : لبه تيغ ديكتاتوري

معلم : مزد ترس

منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا اولين

دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني

وراجي سر كلاس : مجوز مرگ آخر كلاس : بهشت پنهان

مبصر كلاس : افعي

بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس

دبيران مدرسه ما : تبعيدي ها

اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم

سايه دبير تربيتي : سايه شوگان

دفتر دبيران : خانه ارواح

نمره ده : شانس زندگي

اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها

دستشويي : اطاق گاز

سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري

ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي

اخراجي ها : بينوايان

رفتن به دانشگاه : هدف سخت

دفتر مدير : کلبه وحشت

صاحبان نمره زير ده : سربداران

كيف هاي دانش آموزان : محموله

ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي

سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل

كلاس خصوصي : وعده پنهان

زنگ ادبيات : نان و شعر

دفتر ناظم : محكمه عدالت

حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري

دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان

رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه


لينک مطلب نوشته:علیرضا تاریخ:چهارشنبه هفتم آذر 1386


تعداد بازديدها:

طراح قالب: دانلود2
پشتیبان: وبلاگ سرا
» هفته چهارم آذر 1388
» هفته سوم آذر 1388
» هفته اوّل آذر 1388
» هفته چهارم آبان 1388
» هفته دوم آبان 1388
» هفته اوّل آبان 1388
» هفته چهارم مهر 1388
» هفته سوم مهر 1388
» هفته اوّل مهر 1388
» هفته چهارم شهریور 1388
» هفته سوم شهریور 1388
» هفته دوم شهریور 1388
» هفته اوّل شهریور 1388
» هفته چهارم تیر 1388
» هفته دوم تیر 1388
» هفته اوّل تیر 1388
» هفته سوم اردیبهشت 1388
» هفته چهارم فروردین 1388
» هفته سوم فروردین 1388
» هفته دوم فروردین 1388
» هفته اوّل فروردین 1388
» هفته چهارم اسفند 1387
» هفته سوم اسفند 1387
» هفته اوّل اسفند 1387
» هفته چهارم بهمن 1387
» هفته سوم بهمن 1387
» هفته دوم بهمن 1387
» هفته اوّل بهمن 1387
» هفته چهارم دی 1387
» هفته دوم دی 1387
» هفته اوّل دی 1387
» هفته چهارم آذر 1387
» هفته سوم آذر 1387
» هفته دوم آذر 1387
» هفته اوّل آذر 1387
» هفته چهارم آبان 1387
» هفته سوم مهر 1387
» هفته چهارم شهریور 1387
» هفته سوم مرداد 1387
» هفته دوم مرداد 1387
» هفته اوّل مرداد 1387
» هفته چهارم تیر 1387
» هفته دوم خرداد 1387
» هفته اوّل خرداد 1387
» هفته چهارم اردیبهشت 1387
» هفته سوم اردیبهشت 1387
» هفته دوم اردیبهشت 1387
» هفته چهارم فروردین 1387
» هفته سوم فروردین 1387
» هفته دوم فروردین 1387
» هفته اوّل فروردین 1387
» هفته چهارم اسفند 1386
» هفته سوم اسفند 1386
» هفته دوم اسفند 1386
» هفته چهارم بهمن 1386
» هفته سوم بهمن 1386
» هفته دوم بهمن 1386
» هفته اوّل بهمن 1386
» هفته چهارم دی 1386
» هفته سوم دی 1386
» هفته اوّل دی 1386
» هفته چهارم آذر 1386
» هفته دوم آذر 1386
» هفته اوّل آذر 1386
» هفته چهارم آبان 1386
» هفته سوم آبان 1386
» هفته دوم آبان 1386